۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

سوگند به کتاب آفرینش


 ای نام تو بهترین سرآغاز     بی نام تو نامه کی کنم باز


سوگند به کتاب آفرینش


سوگند به سیاره زمین و سوگند به آسمان و جمود و نمود بیرنگ که در چرخه هستی ، تصویر پر رنگ را به ربایش هر رنگ زاده می کند .

سوگند به بخشاینده روح و جان آدمی و سوگند به دادار هستی بخش که در آن آغاز بی پایان و پایان بی آغاز ، در شکوه انسانیت معنا می یابد .

و به نام خالق بی همتا که انسان را به سوگند و نیایش فرا می خواند و در او عروج و شگفتی پدید می آورد تا آنکه خلیفه اش در زمین واقع شود و رسالتی بس عظیم را به او هدیه می نماید تا آنکه بخود آید و خودآئی را تا رسیدن و عارف شدن به خدائی ادامه دهد و با آزادگی ، خرد و بینش وسیع خود به سویش قدم بگذارد تا به راز مجهولات که از توان انسان است پی ببرد .

سوگند به هستی پر رنگ و شعور عالم کیهانی که مولد و سر منشاء جهان نیمه جان است و طریقتی در جهت اتصال و رهنمونی بی نهایت از اسرار آفرینش برای همه کائنات و ذرات هستی است . پس بدین آفرینش و معمای وجود ، میدانیم و میخوانیم عصاره ای از اندیشه پر توان را که خالق هستی و نبض جهان آفرینش را بر انسان ارزانی کرده است و جهان نیمه جان که از رموز پنهان است به فرمان اوست و هر رسالتی نیز ساز و کاری است در جهت ایجاد جوشش اندیشه و دانائی انسان پس به فرمان سرشت انسانی ، پذیرای بندگی می شویم و در پایگاه تن و جوشش فکر و سپس راهی آسمان میگردیم تا به عظمت و شکوه انسانی خود نائل گشته و از تنگه های تاریک زمان بگذریم و خدائی را در خود تجربه کنیم .


شهریور 88 | یاور جوانمرد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر